حلزون خانه به دوش


 

دارم پوست میندازم و شفاف میشم انگار.از حموم که میام به جای اینکه مثل همیشه به اینه خیره شم و      و موهام خیسم رو بیتفاوت کلیپس کنم  پشت سر،رو تخت میشینم و دست ها و پا هام رو با کرم برق میندازم و با براون بالا لب بر میدارم،لبم رو  کمرنگ        میکنم  ،انقدر کمرنگ  که  فقط خودم  صورتیش رو حس میکنم.

موهام رو برس میکشم و خیسیش رو میارم تا لبام و بعد با دستام چنگ میزنم و تا  پشت سر میبرمشون و به اینه خیره میشم یه کلوز اپ سفیدم. با سشوار خشک میکنمش بعد  با  اون  سشوار چند کارهه  موهام رو  لخت میکنم و طرش میکنم رو شونم.سرم و نگاهم و لبخندم کج میکنم(من از من مردم و پیدا شدم باز).

موهام دارن بلند میشن تا کدوم نا کجا اباد میخوان برن رو نمیدونم.باانگشتای سردم دور تا دور چوبه اینه ضرب میگیرم و با موهام رقص چرخ میکنم.نمیدونم دارم گم میشم یا  پیدا یا اینکه  همون، دارم پوست میندازم. مهم اینکه این من  ،اون منیه که شاید باید باشم


حلزون خانه به دوش